وقتيكه دل سخن ميگويد حتي افتخارات جزو اوهام مي شود.(ناپلئون بناپارت)
ما چون دو دريچه روبروي هم آگاه ز هر بگومگوي هم
هرروز سلام وپرسش وخنده هرروز قرار روز آينده
اكنون دل من شكسته و خسته ست
زيرا يكي از دريچه ها بسته ست
نه مهر فسون كرد و نه ماه جادو كرد
نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد
براي تلفظ كوتاهترين كلمه ي ( بله ) يا ( نه) بايد بيشتراز يك نطق فكر كرد.( ولتر )
مشتي از شب تابها مشق شب وخط ميزنند
تصنيفي از پروانه ها در ذهن من پر مي زنند
لحظه ها ترد و رها ميشكنند
عكس تنهايي من آينه را مي شويد
باد رنگ ماه را از بوم شب مي قاپد
نخي از بلبل زرد فصل را مي بندد
و شقايق اينجا خاك را مي بو يد
از پشت شب ابديت پيداست ...
رنگ را در هاونی از لحظه ها می کوبد...(شلاله خیری)

