سلام رفقا
به دنياي كتابهاي من خوش اومديد
تو وبلاگ من ...
حوصلتون سر نمي ره... معر في بكنم ؟
مي خوام با شما از زندگي و عشق وشكست و هدفها م حرف بزنم انچه كه منو وادار كرد سختيها رو مثل هديه اي از طرف زندگي بپزيرم هيجان ,هدف,عشق به اینده ای که همیشه خوابش رو می دیدم و می خواستم دیگه خواب نباشه اسم من اعظم ... و شايد اين رنج ها ي زندگي بود كه قلب منو اعظم كرد و من تونستم در عرض دو سال هشت جلد رمان بنويسم و از انباشته گي درونم نجات پيدا كنم .
اره من يه نجات يافته هستم...وميخوام شرح يك انقلاب رو براتون ...بازگو كنم.فكر كنم از زندگي نامه هاي ماجرا جويانه خوشتون بياد پس تا بعد![]()
+ نوشته شده توسط اعظم اخوند زاده(فرخ زاد) در سه شنبه 1385/11/17 و ساعت
6:14 بعد از ظهر |

